آخرین قول شهید مهدي هنري
همسر شهید مهدی هنری درباهره آخرین دیدار خود با ایشان می گوید:
گفتم: ببین آقا مهدی! هنوز زخم گلوله ای که به کتفت خورده خوب نشده، تو را به خدا دیگه نرو.
گفت : نه، من باید برم
از در دیگری وارد شدم و گفتم: من که راضی نیستم. دخترمان تازه پنج ماهشه. دیگه بسه. شما تکلیفت رو ادا کردی ، حالا دیگه نوبت دیگرانه.
اشکم هم چاشنی این ماجرا شد و دل مهدی شکست: گریه نکن خانم . ببین! مگه امروز شش مهر نیست؟
گفتم : چرا.
گفت: فقط یه مهلت یک ماهه به من بده . قول می دم شش آبان بیام اینجا و دیگه جبهه نرم.
قولش ، قول بود. حرفش دو تا نمی شد. این دفعه هم به قولش وفا کرد.
شش آبان 62 پیکرسردار شهید مهدی هنری روی دست مردم تشییع شد.
گفتم: ببین آقا مهدی! هنوز زخم گلوله ای که به کتفت خورده خوب نشده، تو را به خدا دیگه نرو.
گفت : نه، من باید برم
از در دیگری وارد شدم و گفتم: من که راضی نیستم. دخترمان تازه پنج ماهشه. دیگه بسه. شما تکلیفت رو ادا کردی ، حالا دیگه نوبت دیگرانه.
اشکم هم چاشنی این ماجرا شد و دل مهدی شکست: گریه نکن خانم . ببین! مگه امروز شش مهر نیست؟
گفتم : چرا.
گفت: فقط یه مهلت یک ماهه به من بده . قول می دم شش آبان بیام اینجا و دیگه جبهه نرم.
قولش ، قول بود. حرفش دو تا نمی شد. این دفعه هم به قولش وفا کرد.
شش آبان 62 پیکرسردار شهید مهدی هنری روی دست مردم تشییع شد.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:46 توسط افسران جوان جنگ سایبری
|