تحقق پيش بيني شهيد مطهري پس از 42سال
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

وی همچنین افزود: برادرم به امام حسین(ع) ارادت خاصی داشت و در نذرهای مردم در ماه محرم کمک میکرد مجلس عزای امام حسین را دوست داشت.
آزوریان بیان داشت: مراسم هفتم و چهلم برادرم توسط جهاد استان تهران در کلیسای مجیدیه تهران برگزار شد و در تاسوعا و عاشورا نیز یک هیئت سینهزنی از جهادسازندگی استان تهران به منزل ما آمدند.
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...
با لبخند گفت: خیر.
سؤال کردم: چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه.
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است!...
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...
![]()

بر اساس این گزارش فائزه هاشمی برابر حکم دادگاه به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت های سیاسی ، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد.
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...
ضمن عرض سلام به محضر مبارک فاضل و دانشمند و فقیه و مجتهد زمان، حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى، از جهت کسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زیر تقدیم مى گردد.
از کرمانشاه غلامحسین توانا
آیت الله مکارم، اى فقیه نیک نام
اى همه عزّ و کمال و رفعت و جاه و مقام
اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وى همه نورت کلام و وى همه نغزت پیام!...
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...
در عراق، افغانستان، فلسطین اشغالی و یا در کلمبیا شاهد چنین جنگهایی هستیم. اما آیا این امر بدین معناست که دیگر جنگ بین نیروهای متعارف ملی به اتمام رسیده یا اینکه به دلیل قدرت زیاد و مخرب ارتشهای پیشرفته دیگر هیچ جنگی بین آنها رخ نخوهد داد؟
لطفا متن کامل را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید ...

خدا به همه ي ما ، بصيرت ايشان را عطا فرمايد ... (آمين)
اسمش عبدالمطلب اکبری هست، این بنده خدا زمان جنگ مکانیک بود، در ضمن ناشنوا هم بود.یک پسر عموش هم به نام غلامرضا اکبری شهید شده، غلامرضا که شهید شد، عبدالمطلب سر قبرش نشست، بعد با زبون کرولالی خودش، با ما حرف می زد ، ما هم گفتیم : چی می گی بابا؟! محلش نذاشتیم، هرچی سروصدا کرد هیچ کس محلش نذاشت.
دید ما نمی فهمیم، بغل دست قبر این شهید با انگشتش یه دونه چارچوب قبر کشید...
روش نوشت:
شهید عبدالمطلب اکبری، بعد به ما نگاه کرد گفت: نگاه کنید!... خندید، ما هم خندیدیم.
گفتیم شوخیش گرفته، دید همه ما داریم می خندیم، طفلک هیچی نگفت؛ سرش رو انداخت پائین یه نگاهی به سنگ قبر کرد با دست پاکش کرد، سرش رو پائین انداخت و آروم رفت...
فرداش هم رفت جبهه. 10 روز بعد جنازه¬اش رو آوردند دقیقاً توی همین جایی که با انگشت کشیده بود خاکش کردند.
وصیت نامه اش خیلی کوتاه بود، اینجوری نوشته بود:
« بسم ا... الرحمن الرحیم ، یک عمر هرچی گفتم به من می خندیدند ، یک عمر هرچی میخواستم به مردم محبت کنم ، فکر کردند من آدم نیستم ، مسخره ام کردند ، یک عمر هرچی جدی گفتم ، شوخی گرفتند ، یک عمر کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم ، خیلی تنها بودم.
اما مردم! حالا که ما رفتیم بدونید، هر روز با آقام حرف می زدم ، و آقا بهم گفت: تو شهید می شی . جای قبرم رو هم بهم نشون داد ، این رو هم گفتم اما باور نکردید! »
به نقل از: حجت الاسلام انجوی نژاد